نظر علي الطالقاني
153
كاشف الأسرار ( فارسى )
آثار عصبيّت و نفاق ، و كهنه شد جامهء دين ، و به سخن در آمدند گمراهانى كه از ترس شمشير دهان بسته بودند ، و پيدا شدند گمنامى چند كه از همه كس ذليلتر بودند ، و شتر اهل بطلان به صدا و به جولان در آمد در عرصههاى شما و شيطان سر خود را از آنجا كه فرو برده بود بلند كرد و شما را صدا زد ، ديد كه همه اجابت او كرديد و چشم بر عزّت دنيا دوختيد ، و گفت برخيزيد ، سبكبار برخاستيد ، و شما را به غضب آورد بر اهل حقّ ، ديد كه غضبناكيد ، پس بر شتر ديگرى ، داغ ملكيّت گذاشتيد ، يعنى خلافت كه حقّ ديگرى بود به نام خود كرديد ، و حق ديگرى را به خانهء خود برديد و هنوز از عهد پيغمبر شما قدرى نرفته بود و جراحت مصيبت او مندمل نشده بود و هنوز جسد مطهّر او را به قبر نسپرده بودند ، و بهانه كرديد كه از فتنه ترسيديم و در عين فتنه افتاديد و جهنّم محيط است به كافران . هيهات چه دور است از شما تدبير امور امّت و چگونه به شما درست مىشود امر ملّت ، و شيطان شما را به كدام جانب مىبرد و حال آن كه كتاب خدا در ميان شما است و امور آن ظاهر است و احكام آن واضح است و نشانههاى آن پيدا است و اوامر و نواهى آن لايح و هويدا است . انداختيد آن را بر پشت سر خود . يا رغبت به قرآن نداريد يا حاكمى به غير آن مىخواهيد . بد بدلى است براى ظالمان حكمى كه مخالف آن باشد ، و حق تعالى مىفرمايد كه هر كه طلب كند غير اسلام دينى را پس هرگز قبول كرده نمىشود از او و او در آخرت از زيانكاران است . پس آن قدر صبر كرديد كه خلافت باطل خود را به زور محكم كرديد ، آنگاه شروع كرديد در افروختن آتش فتنهها و پيدا كردن بدعتها ، و هر صدائى كه از شيطان گمراهكننده در ميان شما بلند شد اجابت كرديد و انوار دين مبين جلىّ را فرونشانيديد و سنّتهاى پيغمبر برگزيده را محو كرديد و در پردهء مكر و حيله مىخواهيد در لباس ديندارى انوار شريعت را پنهان كنيد و كينههاى رسول را در اهل بيت او تدارك و تلافى كنيد . و ما صبر مىكنيم بر ضررهاى شما مانند كسى كه بكارد و سبزهء او را پاره پاره كنند و چاره نداشته باشد . و از جملهء آنها آن است كه گمان مىكنيد كه من از پدر خود ميراث نمىبرم . آيا حكم جاهليّت را طلب مىكنند و كيست نيكوتر از خدا در حكم كردن از براى گروهى كه صاحب يقينند ؟ آيا نمىدانيد حقّيّت مرا ؟ بلكه دانسته پنهان مىكنيد و بر شما ظاهر است حقّ من مانند آفتاب تابان . اى گروه مهاجران آيا بر من غلبه كنند در ميراث پدرم و شما اعانت ايشان كنيد ؟